|
می رم اونجا می مونم دیگه بر نمی گردم به خونم می رم تنها می مونم از غصه و جدایی خودم می خونم من بازخم زبون ها می سازم خودم برای زخم هام مرهم می سازم کاش می شد با زخم زبون هام رفیق می شدم از این زندگی سیر می شدم ولی من بازم زنده ام تنها بودن یه کابوسه و من گرفتار اون کابوس فقط تنها درد تنهایی رو می دونه + نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 22:58 توسط علی |
ببخشید که دیر به دیر آپ می کنم همش درگیره دانشگام سعی می کنم بیشتر شعر بزارم منتظره نظرای قشنگتون هستم
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387 2:35 توسط علی |
زندگی زیباس اگر تو بخواهی زندگی جاریست اگر تو روان باشی زندگی هست تا زمانی که تو هستی + نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387 2:32 توسط علی |
سلام دوستان ببخشید که دیگه پست نذاشتم آخه درگیره دانشگام مر۳۰ از نظرات قشنگتون بای + نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 18:59 توسط علی |
اینم ۱عکس قشنگ از شهر اهواز امیدوارم که خوشتون بیاد + نوشته شده در جمعه سی ام آذر 1386 14:5 توسط علی |
گنجشک دیگر جیک جیک نمی کند پروانه دیگر پرواز نمی کند رود دیگر روان نیست خورشید دیگر نمی خندد و من گریان به اقیانوس آرزوها خیره می شدم و هر بار که موجی به سوی من می دود به اجبار فرار می کنم و می روم می روم به جایی که دیگر نه اقیانوسی باشد و نه موجی می روم به جایی که در آنجا غم کلید همه کارهای بد باشد + نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 18:6 توسط علی |
امید دارم خیلی اشک دارم سیلی آه دارم طوفانی + نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 18:5 توسط علی |
بغض همه را خفه کرده موسیقی غم همه جا را پر کرده صدای جیغ همه را کر کرده و دیگر کسی به دیگری نگاهی نمی کند وای خدا وا خدا دلم می خواهد همه بدها را همه زشتی ها را همه ناپاکی ها را همه ی بی مهری ها را بِکُشم و به سوزانم و به یاد بسپارم + نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 18:4 توسط علی |
سلام دست شما درد نکنه بچه ها که اینقدر نظر واسم گذاشتین + نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386 13:29 توسط علی
دوست یعنی باغبان بودن گل نرگس و شبنم چیدن دوست یعنی ستاره ای چون ماه دوست یعنی امیدی زیبا دوست یعنی گرمی نگاه دوست یعنی مهربان بودن + نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386 14:56 توسط علی |
|