|
اینم ۱عکس قشنگ از شهر اهواز امیدوارم که خوشتون بیاد + نوشته شده در جمعه سی ام آذر 1386 14:5 توسط علی |
گنجشک دیگر جیک جیک نمی کند پروانه دیگر پرواز نمی کند رود دیگر روان نیست خورشید دیگر نمی خندد و من گریان به اقیانوس آرزوها خیره می شدم و هر بار که موجی به سوی من می دود به اجبار فرار می کنم و می روم می روم به جایی که دیگر نه اقیانوسی باشد و نه موجی می روم به جایی که در آنجا غم کلید همه کارهای بد باشد + نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 18:6 توسط علی |
امید دارم خیلی اشک دارم سیلی آه دارم طوفانی + نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 18:5 توسط علی |
بغض همه را خفه کرده موسیقی غم همه جا را پر کرده صدای جیغ همه را کر کرده و دیگر کسی به دیگری نگاهی نمی کند وای خدا وا خدا دلم می خواهد همه بدها را همه زشتی ها را همه ناپاکی ها را همه ی بی مهری ها را بِکُشم و به سوزانم و به یاد بسپارم + نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 18:4 توسط علی |
سلام دست شما درد نکنه بچه ها که اینقدر نظر واسم گذاشتین + نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386 13:29 توسط علی
دوست یعنی باغبان بودن گل نرگس و شبنم چیدن دوست یعنی ستاره ای چون ماه دوست یعنی امیدی زیبا دوست یعنی گرمی نگاه دوست یعنی مهربان بودن + نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386 14:56 توسط علی |
دلم می خواست که ابر ها مثل همیشه نرم باشه دلم می خواست قناری های شهر آرزو همیشه می خوندن دلم می خواست هوا همیشه باشه دلم می خواست دریاچه امید همیشه می جوشید دلم می خواست که تو مال من باشی ولی افسوس ولی افسوس که این ها همه رویا است + نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386 14:47 توسط علی |
چه کنم که تو باشی رفیق من چه کنم که تو باشی شفیق من چه کنم که آسمون همیشه آبی بمونه جای غصه تو دلم همیشه خالی بمونه همیشه کی باشه رفیق غصه هام باشه وقت تنگ و خستگی کی کنارِ من باشه
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386 14:40 توسط علی |
دوست دارم پروانه رو صدا کنم آفتاب رو پیدا کنم می دونی قول می دم اگه آفتاب رو پیدا کردم هیچ وقت هیچ وقت اون و گم نکنم قول می دم که همیشه قدر نور و گرمای اون رو بدونم می دونی چرا چون ذجر تاریکی و سرما رو چشیدم تو کمکم می کنی که خورشید رو پیدا کنم آره کمکم می کنی پس بیا با هم بگردیم تا خورشید رو پیدا کنیم + نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386 14:34 توسط علی |
|